توجیه تلاش

توجیه تلاش، یک خطای شناختی است که باعث می‌شود، چون توان بسیاری در یک کار صرف کرده‌ایم
تمایل داشته باشیم نتیجه کار را بیشتر و بهتر از حد واقعی ببینیم.توجیه تلاش

وقتی برای رسیدن به یک هدف هزینه زیادی اهم  از زمانی و مالی بکنیم
یا حتی بعضی از فشارهای اجتماعی را در راستای رسیدن به  یک هدف تحمل کنیم،
آن وقت این هدف بسیار جذابتر از حد خود می‌شود.

برای مثال یک قاب عکس که خودمان آن را ساخته‌ایم
برای ما با ارزشتر از قاب‌هایی است که با کیفیت بیشتر خریده‌ایم.

توجیه تلاش

توجیه تلاش در زندگی

این اختلال، در جنبه‌های مختلف زندگی روزمره ما بسیار رایج است
و می‌تواند ما را به سمت اشتباهات بزرگ سوق بدهد.
یک مدیر می‌تواند با یک استراتژی فاجعه بار شروع کند و آن‌را ادامه دهد
فقط به این دلیل که ساعت‌های زیادی را صرف تهیه و عملی کردن این طرح کرده.

از خطای توجیه تلاش خیلی از گروه‌ها و باشگاه‌های خصوصی و حتی گروه‌های تبهکاری هم استفاده می‌کنند.
به این صورت که افراد را مجبور به گذراندن دوره و امتحانات سخت ورودی یا حتی تحمل بعضی از شرایط زجر آور می‌کنند.

هر چه پذیرفته شدن در آزمون ورودی سخت‌تر باشد اعضای گروه ارزش بیشتری برای عضویت خود قایل‌اند و به آن افتخار می‌کنند

در نتیجه دچار توجیه تلاش می‌شوند و نمی‌توانند درک کنند که بعضی از این اجتماعات بعد از مدتی ارزش ماندن را ندارد و باید آن‌ها را ترک کرد.

مغز انسان اختلافات را دوست ندارد در نتیجه،
در برابر کوشش زیادی که برای بدست آوردن آن چیزها کرده‌ایم،
نتیجه را با ارزشتر ارزشیابی می‌کند
اگر اینکار را نکند چه می‌شود

ما احمق جلوه می‌کنیم چون خیلی کار کرده ایم تا بتوانیم، کم تولید کنیم

تحقیقِ آرونسون و میلز

یک تحقیق مشهور توسط الیوت آرونسون و جودسون میلز در اواخر دهه ۵۰ انجام شد.

در آزمایش آن‌ها، تعدادی از دانشجویان دختر برای پیوستن به گروهی که جلسات منظم دارند و در مورد ابعاد مختلف روانشناسی جنسی بحث می‌کنند، داوطلب شدند.

از گروه اول زنان خواسته شد كلماتی را بخوانند كه مربوط به تمایلات جنسی باشد اما مبتذل نبودند، مانند كلمات “باكره” یا “روسپی”.

از گروه دوم خواسته شد كلمات مبتذل رابا صدای بلند بخوانند،
از کلمات عامیانه برای دستگاه تناسلی و كلمات چهار حرفی كه اعمال جنسی را توصیف می‌كرد.

همچنین از آن‌ها خواسته شد كه دو توصیف واضح از اعمال جنسی برگرفته از رمان‌های آن زمان را بخوانند.
بدیهی است، گروه دوم برای پذیرش در گروه بحث، باید سخت تر کار می‌کرد.

الیوت ارونسون و جادسون میلز بررسی کرده‌اند که آیا ناهنجاری شناختی که طی یک پروسه ایجاد می‌شود
می‌تواند توضیح دهد که دانشجویان تا چه حد به گروهی که به آن تعلق دارند متعهد هستند؟

سپس به تمامی آن‌‌‌ها، موقعیت گوش دادن به مکالمۀ گروهی داده شد که به نظر خیلی کسل کننده می‌رسید.

آرونسون و میلز دریافتند دخترانی که فرایند خجالت آور را طی کرده بودند،
نسبت به آنان که این مرحله را طی نکرده بودند، علاقۀ بیشتری نسبت به گروه نشان می‌دادند؛

آرونسون و میلز استدلال کردند که:

هر چه فرد تلاش بیشتری برای پیوستن به یک گروه انجام دهد،
به منظور توجیه تلاشی که در طول فرآیند انجام داده است، تعهد بیشتری نسبت به گروه دارد.

درواقع تلاش، ناهنجاری شناخت ایجاد می‌کند، که سپس با ایجاد شناخت‌های هماهنگ‌تری توجیه می‌شود.

افرادی که تلاش کمتری برای برای پیوستن به گروه انجام داده بودند گروه‌ها را خسته کننده
و مکالمه‌ای که وجود داشت را کسالت آور می‌دیدند.
با این حال افرادی که از پروسه سختی عبور کرده بودند در متقاعد کردن خودشان
در اینکه این جلسات همان بحثی است که ارزش تجربه کردن را دارد موفق‌تر عمل می‌کنند.

وقتی تلاش زیادی برای کاری می‌کنیم مثل طی کردن یک پروسه‌ی طولانی،
خرید گران قیمت، یا حتی صرف زمان زیاد احتمالا نسبت به زمانی که تلاش کمتری می‌کنیم،
آن فعالیت را بیشتر دوست خواهیم داشت.

اگر به جای اینکه فروشنده فرم توافق قیمت خرید را برایمان پر کند،
خودمان این کار را انجام دهیم، آنگاه تعهد بیشتری نسبت به این خرید داریم
و با احتمال بیشتری در آن معامله می‌مانیم.

بعد از اینکه یک تصمیم مهم و قطعی و غیرقابل جبران گرفته باشیم، ممکن است احساس منفی ناشی از توجیه تلاش را تجربه کنیم.

از دیدگاه بهره‌وری شخصی هم می‌توانیم از توجیه تلاش به نفع خودمان استفاده کنیم تا بعضی از پروژه‌هایی که دوست نداریم را ادامه بدهیم.

اگر کار را شروع کنیم و مدتی را روی آن سرمایه‌گذاری کنیم، با گذشت زمان این پروژه برای ما جذاب‌تر می‌شود.

البته تلاش همیشه یک کار را به چیزی با ارزش تبدیل نمی‌کند. برای اینکه بتوانیم سعی و کوششی را که در هر کاری انجام داده‌ایم را توجیه کنیم، می‌بایست آن کار را آزادانه انتخاب کرده باشیم.

در هر صورت باید مراقب باشیم و از فریب دادن خودمان خودداری کنیم. سعی کنیم مواردی را که در آنها از فاصله دور کار کرده‌ایم را مشاهده کنیم و

همیشه نتیجه را بدون توجه به تلاش انجام شده ارزیابی کنیم.
فقط نتیجه را