عدم تصمیم گیری

عدم تصمیم گیری

به زندگی روزمره خودمان نگاه کنید که چه کارهایی را انجام می‌دهیم.عدم تصمیم گیری
دستگاه‌هایی را می‌خریم که فراتر از نیاز ما کارآیی دارند یا فرزندانمان را
در کلاس‌های موسیقی، شنا، تکواندو، زبان انگلیسی و فرانسه ثبت نام می‌کنیم.
یک ماشین off-Road می‌خریم برای اینکه شاید روزی به دشت و کوهستان برویم.

در این مسائل ما زمان و پول زیادی هزینه می‌‌‌کنیم که گزینه‌های زیادی
را برای خودمان ایجاد کنیم.
در واقع به ازای افزایش گزینه‌ها و هزینه برای چیزهایی که شاید مهم باشند،
فراموش می‌کنیم وقت و هزینه کافی برای چیزهایی
که واقعا با اهمیت هستند بگذاریم.

در دنیای امروز ما به دلیل اینکه فرصت‌های
بسیار زیادی در پیش رو داریم تقریبا گیج شده‌ایم.
در تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی همواره به ما گفته می‌شود هرکاری را که
بخواهیم می‌توانیم انجام دهیم. هر چیزی را می‌توانیم بیاموزیم و به همه قله‌های
موفقیت و پیروزی می‌توانیم برسیم.

اما اگر بخواهیم که در همه زمینه‌ها پیشرفت کنیم آیا امکان پذیر است؟
یا اینکه فقط سطح را گسترش داده‌ایم و فرصت عمیق شدن در کارها را
به دلیل اینکه بین گزینه‌های مختلف در حال چرخیدن بودیم از دست داده‌ایم.

تراژدی

این وضعیت زمانی به تراژدی تبدیل می‌شود که نتوانیم تشخیص بدهیم
کدام درهای انتخابی(گزینه‌ها) انتخابی ما در حال ناپدید شدن و از بین رفتن هستند.

چه ساعت‌های زیادی را به کار و اضافه کاری پرداختیم و نتوانستیم بزرگ شدن فرزندمان را ببینیم.
این، یکی از درهایی است که به آرامی بسته می‌شود و ما متوجه نمی‌شویم.

حالا چی کار کنیم؟ تمام مدت در خانه باشیم و تمام وقت در خدمت خانواده؟

دن آریلی در تحقیقاتی که در دانشگاه MIT انجام داد به این نتیجه رسید
که سراسیمه به هر دری زدن برای جلوگیری از بسته شدن گزینه‌ها،
کاری بی‌نتیجه و غیر عاقلانه است.

ما نیازمند  این هستیم که بعضی از درها را آگاهانه ببندیم.

بدیهی است که بستن بعضی از درها بسیار آسان است و
به راحتی می‌توانیم بعضی از فعالیت‌ها را از زندگی خود یا فرزندانمان خط بزنیم.

عدم تصمیم گیری درها

اما بستن بعضی از درها مشکل هستند مانند درهایی که فکر می‌کنیم ما را به رویاهایمان می‌رساند،
یا روابطی که فکر می‌کنیم برای ما مفید هستند ولی به شکل یک طرفه در حال ادامه دادن هستیم.

بنابراین لازم هست که از کارهایی که وقت و انرژی ما را هدر می‌دهند صرفه‌نظر کنیم.
باید این را بدانیم نمی‌توانیم هم نویسنده خوبی باشیم و هم فوبالیست عالی و هم زمان یک نوازنده ماهر که
به طور مرتب به سینما و تاتر هم می‌رود و شغلی که در اداره داریم و باید انجام بدهیم. همچنین در کنار خانواده هم باید باشیم.

بین دو درب

یکی از لحظات سخت برای کسانی که دچار عدم تصمیم گیری شده‌اند این است که بین دو گزینه به چالش کشیده می‌شوند.

تصور کنید مثلا برای خرید یک گوشی موبایل بین دو برند در حال تحقیق هستیم در صورتی که این دو تفاوت چندانی با هم ندارند و ما فقط یک ماه وقت خود را صرف این کار کردیم.

در حقیقت زمانی که بین تفاوت‌ها و شباهت‌های کوچک دو چیز بیش حد تمرکز می‌کنیم. به پیامدهای عدم تصمیم گیری توجهی نمی‌کنیم.

و این یعنی

فرصت‌هایی که با این وقت تلف کردن از دست می‌دهیم را درنظر نمی‌گیریم و حساب نمی‌کنیم.

برای نمونه در مثال “گوشی موبایل” ما یک ماه خودمان را از داشتن گوشی نو و پیشرفته‌تر از گوشی فعلی محروم کردیم.

احتمالا این مقاله هم برای شما مفید خواهد بود