خود مشاهده‌ گر خود متفکر

خود فکری بخشی از وجود ماست که کار مقایسه، تصور به خاطر سپردن رویاپردازی را به عهده دارد.
به طور کلی ما آنرا به نام ذهن می‌شناسیم.
اما خود مشاهده‌گر  بخشی از ما هست که مسئولیت توجه تمرکز و آگاهی را به عهده دارد.
کار خود مشاهده گر مشاهده و توجه به افکار است اما باعث تولید آن‌ها نمی‌شود و فقط آن‌ها را می‌بیند و ثبت می‌کند.

برای مثال اگر در حال دیدن شنای یک نفر در دریا هستید.
شما در حال نظاره یک نفر در آب هستید و راجع به آن فکر نمی‌کنید.
حالا اگر به این فکر کنید این شخص اگر غرق شود چه می‌شود
یا اینکه خانواده‌اش چه اوضاعی پیدا می‌کنند ویا اگر همچین اتفاقی برای من بی‌افتد چه؟ و….
این‌ها کار متفکر ما هست و اگر خود مشاهده‌گر به این فکرها
بیش از حد توجه کند دیگر تمرکزی در آن لحظه نخواهیم داشت.

فرض کنید در حال تماشای یک درخت پر از شکوفه‌های بهاری هستید.
زمانی که فقط در حال دیدن و لذت بردن از این منظره هستید
خود مشاهده‌گر در حال انجام کار است و نه تفکر.

اما پس از لحظاتی به یاد این می‌افتید که در بهار سال‌های کودکی می‌بایست پیک شادی حل می‌کردید،
این رنگ صورتی شکوفه‌ها رنگ مورد علاقه همسر شما هست، ب
هار زمانی است که شما دچار حساسیت فصلی می‌شوید
و یا عکسی شبیه این منظره مدتی پس‌زمینه موبایل شما بوده و…

هرچه این افکار توجه خود مشاهده گر شما را بیشتر جلب کند شما لذت این لحظه را از دست خواهید داد.

خود متفکر افکار یا تصاویری را به وجود می‌آورد که خود‌ مشاهده‌گر آن‌ها را نظارت می‌کند.

کارکرد خود متفکر مانند یک رادیو هست که دائما در حال پخش اخبار گوناگون از گذشته و آینده است که اکثراً هم منفی هستند.
توجه به این خبرها قطعاً باعث احساس بدختی و بیچارگی می‌شود.

متاسفانه نمی‌توانیم این رادیو را خاموش کرد اما می‌توان به آن بی‌توجه بود.
مثل اینکه رادیویی در گوشه‌ای از اتاق روشن است و ما بدون اینکه آن‌را نادیده بگیریم در حال انجام کار خود هستیم.

حواس‌پرتی

تا حال برای شما پیش آمده که شخصی در حال حرف زدن با شما باشد و ناگهان بگوید:” حواست هست چی می‌گم!”
یا در گفتگویی باشیم و فقط در حال سر تکان دادن باشیم و عملا به صحبت‌های طرف مقابل گوش نکنیم؟
همچنین خواندن یک صفحه کتاب که در پایان هیچ چیز از آن را به یاد نداشته باشیم؟

به این مسئله در اصطلاح حواس‌پرتی گفته می‌شود یعنی خود مشاهده‌ گر ما به وسیله خود متفکر ما از کار اصلی منحرف می‌شود.

خود متفکر  تمام تلاش خود را میکند تا ما در زمان حال نباشیم

ذهن منفی باف

ذهن همواره در حال تولید داستان‌های منفی هست و این از مغز قدیم ما نشات می‌گیرد.
اما با توجه به شناخت خود مشاهده‌گر و خود متفکر  می‌توانید کارهای جدیدی انجام بدهید.

می‌توانید میزان درگیری با داستان‌های ذهن را بسیار کم کنید و دیگر می‌دانید که این‌ها همه فکر و داستان هستند
و در واقعیت لزوما وجود ندارند.
پس لازم نیست زمان و انرژی ارزشمند خودمان را در جهت مبارزه با آنها هدر بدهیم.

بپذیریم که وجود دارند ولی ما می‌توانیم آنها را مشاهده کنیم و بگذریم به کارهای خودمان ادامه دهیم.

خود-مشاهده‌گر-خود-متفکر

.

ذهن آگاهی

ذهن آگاهی یک فرایند روانشناختیِ آوردن توجه به تجربیات زمان حال بدون قضاوت است. به این معنی که تمام توجه خود را به چیزی که همکنون و در اینجا بدون حواس‌پرتی، یا تحت تاثیر خود متفکر اتفاق می‌افتد.
خود مشاهده گر با واقعیت مقابله نمی‌کند و همه مسائل را همانطور که هست می‌بیند.

تکنیک نفس عمیق

چند نفس عمیق بکشید در هر نفس به جزئیات بدن و نحوه ورود و خروج هوا به ریه‌های خود دقت کنید.
در انجام تنفس شما بر روی نحوه انجام کار و ورود و خروج هوا تمرکز کنید.
می‌بینید که فکرهای مختلفی در حال پدیدار شدن هستند مثل پول سرویس بچه‌ها، کار جدیدی که تحویل گرفتید،
لطیفه‌هایی که به تازگی شنیده‌اید و چیزهای دیگر.
اما شما می‌دانید که این‌ها فقط افکار شما هستند، حضورشان را تایید کنید و بر روی تنفستان تمرکز کنید.
مانند تماشای ابرها در آسمان که در حال عبور هستند این افکار هم عبور می‌کنند.

ممکن است بعضی از افکار شما را درگیر خود کند و شما را منحرف کنند و با خود ببرند.
زمانی که متوجه انحراف خود شدید دوباره برگردید و روی تنفس خود تمرکز کنید.

افکار حواس ما را از انجام کاری که در حال انجام دادن هستیم پرت می‌کنند

این تکنیک یک روش پذیرش افکار است و نه راهکاری برای کنترل یا فرار از آن.
ما از آن‌ها فرار نمی‌کنیم و تلاش نمی‌کنیم جلوی آن‌ها را بگیریم بلکه اجازه می‌دهیم بیایند و بروند و ما هم کار خودمان را می‌کنیم.